تبليغاتX
بهترین مطالب اینترنتی - Best Internet Themes

www.alimoradi68.blogfa.com آماده دریافت نظرات و پیشنهادات شماست www.alimoradi68.blogfa.com این وبلاگ عضو می پذیرد. برای کسب اطلاعات بیشتر اینجاکلیک کنید. www.alimoradi68.blogfa.com

 

جدیدترین موضوعات وبلاگ

سیستم مورد نیاز برای بهترین بازیهای روز نويسنده                          : علی مرادی | مشاهده ها :
41
اتصال فایل فلش به پروژه های سی شارپ نويسنده                          : مهدی صالح | مشاهده ها :
27
10کلید برای تقویت روحیه نويسنده                          : علی سلطانی | مشاهده ها :
19
هک نويسنده                          : حسام | مشاهده ها :
21
کتاب الکترونیک سهراب سپهری نويسنده                          : علی سلطانی | مشاهده ها :
32
شماری از دلاور بانوهای ایرانی نويسنده                          : درفش کاويانی | مشاهده ها :
22
بیوگرافی كامل چندتن از ستارگان هالیوود نويسنده                          : majid cartoon | مشاهده ها :
48
عکسهای جالب نويسنده                          : علی مرادی | مشاهده ها :
37
دانلود نرم افزار نويسنده                          : علی مرادی | مشاهده ها :
17
صد فیلم برتر نويسنده                          : ars1364 | مشاهده ها :
59
دانلود بازیهای جذاب نويسنده                          : علی مرادی | مشاهده ها :
12
دانلود برنامه های موبایل نويسنده                          : علی مرادی | مشاهده ها :
13
لیست چند سایت بزرگ پیرامون همه موارد نويسنده                          : آرش | مشاهده ها :
6

alimoradi68

ماهیی با دست و پا!

»ادامه مطلب کلیک کن«


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نیلو در شنبه 1386/09/03 و ساعت 15:21 |

فرق ما و ژاپنی هاي چشم بادومي

اگه می خواهيد یکی از فرق های دانشگاهی ما و چشم بادومی های شرقی رو ببينيد به ادامه مطلب برويد و عکسها رو ببينيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1386/07/19 و ساعت 18:33 |
عکسهايي غم انگيز از کشتار فک های...

مطمئنا این تصاویر دل هر انسانی را به درد می آورد...

 ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1386/07/12 و ساعت 18:43 |
خيابان تهران در سئول کره جنوبی

در سال ۱۹۷۶ مقامات شهرداری سئول وابسته به دولت پيشنهاد دادند که دو شهر تهران و سئول........

ادامه عکسها و توضيحات در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 1386/07/05 و ساعت 16:45 |

کتاب الکترونیک سهراب سپهری با فرمت جاوا برای همه گوشی ها

 

دانلود           حجم : ۲۲ کیلو بایت        منبع:mhx.mihanblog.ir


 10 کلید برای تقویت روحیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه 1386/06/20 و ساعت 17:5 |

شماري از دلاور بانوهاي ايراني در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 1386/05/10 و ساعت 10:59 |

عکسهای جالب شامل صخره ای در برمه و مرد ماهی نما در ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 1386/01/01 و ساعت 8:58 |
گفتگوی اختصاصی با یانگوم روی آنتن شبکه دو می‌رود

گفتگوی اختصاصی مجری برنامه "مردم ایران سلام" با بازیگر نقش یانگوم و دیگر عوامل مجموعه تلویزیونی "جواهری در قصر" در ویژه‌برنامه عید فطر شبکه دو پخش می‌شود.

شبکه دو سیما چندی پیش گروهی را برای تهیه گزارش و گفتگو با عوامل مجموعه تلویزیونی "جواهری در قصر" به کره جنوبی اعزام کرد. در این سفر منصور ضابطیان مجری برنامه "مردم ایران سلام" به عنوان گزارشگر با لی هو بازیگر نقش یانگوم و دیگر بازیگران این مجموعه و کارگردان و عوامل فنی گفتگو کرده است.


این گفتگوها همراه با گزارش هایی از علل اقبال عمومی سریال در بین مردم و گفتگو با برخی نمایندگان مجلس در خصوص سریال بخش های مختلف ویژه برنامه ای را تشکیل می دهند که قرار است همزمان با پایان پخش سریال "جواهری در قصر" از شبکه دو سیما پخش شود.

با توجه به اینکه پخش مجموعه "جواهری در قصر" همزمان با عید سعید فطر است، این ویژه برنامه در این روز مبارک روی آنتن شبکه دو سیما می رود. ویژه برنامه مجموعه تلویزیونی "جواهری در قصر" در سه قسمت 50 دقیقه ای تدوین شده که از عید فطر به مدت سه شب پخش خواهد شد.

همچنین دز ادامه آمده است که :

تهيه كننده پشت صحنه مجموعه تلويزيوني «جواهري در قصر» گفت: كارهاي نهايي ساخت اين مجموعه هنوز به پايان نرسيده و زمان پخش آن مشخص نشده است.

«داريوش جهانگيري» در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: با سفر گروهي از ايران به كشور كره، پشت صحنه‌اي از مجموعه پربيننده «جواهري در قصر» تهيه شده و در آن گفت‌وگوهايي با عوامل اين مجموعه من جمله «لي يونگ آئي» بازيگر نقش يانگوم و ساير بازيگران و عوامل فني اين مجموعه شده است اما كار تصويربرداري آن هنوز به اتمام نرسيده است.

وي افزود: اين مستند با گزارشگري «منصور ضابطيان» در كره تهيه شده و پس از به پايان رسيدن مراحل كار تعداد قسمت‌ها و زمان پخش آن مشخص خواهد شد.

«جواهري در قصر» داستاني واقعي از دختري است كه به نخستين زن پزشك درباره زمان خود در كشور كره تبديل شد و در مجموعه تلويزيوني آن بازيگراني چون لي يونگ آئي «يانگوم»، جي جين هي «افسر مين‌جو»، يانگ مي جين «بانو هن»، جيون مي‌ري «بانو چويي»، هنگ‌لي نا «گيوم يونگ»، ليم هو «عاليجناب»، يئون ون- كي، «بانو يونگن»، پارك ان هي «يونگ سنگ» بازيگران نقش‌هاي اصلي سريال «جواهري در قصر» هستند. داستان آن 500 سال قبل در زمان سلسله «چو سون» در زمان حكومت پادشاه «سونگ ينگ» و پادشاه «يون سان گون»در سالهاي 1506تا 1494اتفاق افتاده است.

«يانگوم» نقش اول سريال، شخصيتي حقيقي است كه چند سند تاريخي مبهم و ناكامل از حيات وي در طول فرمانروايي پادشاهان سلسله چوسون خبر مي‌دهد. اطلاعات اين اسناد بسيار سطحي و گذراست و بنابراين اطلاعات چنداني از شرح زندگي يانگوم در دست نيست.

اين سريال در نخستين مرحله پخش خود با 47 درصد بيننده به عنوان موفق‌ترين سريال شبكهmbc شناخته شد و پس از آن در كشورهايي از جمله استراليا، آمريكا، كانادا،انگليس، تايوان، هنگ‌كنگ، مالزي، سنگاپور، فيليپين، چين، تايلند، ژاپن و ايران به نمايش درآمد.

محبوبيت اين مجموعه تلويزيوني تاجايي پيش رفت كه انيميشن آن نيز با نام «رؤياي يانگوم» در حدود 50 قسمت ساخته شد. مجموعه انيميشن «رؤياي يانگوم» نزديك به 50 قسمت است و به مديريت دوبلاژ «جواد پزشكيان» براي پخش از شبكه دوم سيما دوبله شده است.

منبع: خبرگزاري مهر و فارس

این هم کاریکاتور یانگوم خانم به قلم مجید مهجور:

 
سه شنبه ۱۳ شهریور ۸۶, ۱۳:۱۴
نویسنده: majid cartoon
 
مطلب کامل را در سایت گلوری بخوانید
 
+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه 1385/06/13 و ساعت 14:7 |
این هم کاریکاتور آل پاچینو به قلم های سپاستین کروگر بهترین کاریکاتوریست چهره جهان:




........ آل پاچینو ........


آلفردو جیمز پاچینو 25 آوریل 1940 در شهر نیویورك بدنیا آمد. تبارش سیسیلیایی هستند. پس از آنكه پدرش كه یك بنا بود خانواده را رها كرد الفردوی دو ساله توسط مادر ، مادربزرگ و پدربزرگش بزرگ شد. علاقه چندانی به تحصیلات آكادمیك نداشت اما اشتیاقش به بازیگری باعث شد تا در دبیرستان هنرهای نمایشی منهتن پذیرفته شود. در 17 سالگی مدرسه را ترك كرد و چندین سال به كارهایی متفرقه روی آورد كه بیشتر شغل های پستی بودند مانند تحویل جنس در محل ، كنترلچی ، باربر و سرایدار مجتمع مسكونی ، اما در تمام این مدت هرگز فعالیت بازیگری را رها نكرد.


سرانجام پس انداز مالی اش به او اجازه داد تا در مدرسه ی بازیگری هربرت برگهاف ثبت نام كند و زیر نظر Charles Laughton بازیگری را آموزش ببیند. در سال 1966 به Actors Studio رفت و دو سال بعد به خاطر اجرای قوی اش در نقش یك روانی در اجرای نمایشنامه The Indian Wants the Bronx برنده جایزه Obie شد. در سال 1969 نقش آفرینی اش در اجرای صحنه ای Does the Tiger Wear a Necktie جایزه Tony ‌‌‍[ معادل اسكار در تئاتر ] را برنده شد و باعث شد تا بازیگری را با نقش كوچكی در Me , Natalie ( فرد كویی ) شروع كند. به دلیل اجرای بسیار عالی اش در نقش یك معتاد ولگرد در فیلم The Panic in Needle Park ( شاتزبرگ ) برای ایفای نقش سخت و كلیدی مایكل كورلئونه در The Godfather ( كاپولا ) برگزیده شد كه حاصلش نامزدی اسكار بهترین بازیگر مرد نقش مكمل بود. شخصیت مایكل كورلئونه نقش محوری ادامه ساز پارامونت بر پدرخوانده شد و آل پاچینو به نامزدی دریافت اسكار بهترین بازیگر مرد دست یافت.


وی پس از هفت بار نامزدی جایزه اسکار و بعد از گذشت 29 سال از اولین نامزدی اسكارش ، برای فیلم Scent of a Woman موفق به دریافت اسكار شد. وی در سال 2003 نیز برای بازی در فیلم تلویزیونی Angels in America موفق به دریافت جایزه Emmy شد. آل پاچینو از معدود بازیگرانی است كه در یك سال برای بهترین بازیگر نقش اول و بهترین بازیگر مكمل نامزد دریافت اسكار شد. همچنین آل پاچینو یكی از تنها چهار نفری است برای بازی در یك نقش در دو فیلم دنباله دار موفق به نامزدی دریافت اسكار شد. ( برای بازی در نقش مایكل كورلئونه در پدر خوانده 1 و 2 ) علی رغم موفقیت در سینما آل پاچینو عاشق صحنه تئاتر است و در سال 1977 با اجرای نمایشنامه The Basic Training of Pavlo Hummel دومین جایزه Tony خود را دریافت كرد.

--------------------------------------------------------------------------------

اطلاعات شخصی :

نام کامل : Alfredo James Pacino

تاریخ تولد : 25 آوریل 1940

محل تولد : USA , New York , South Bronx

قد : 170 سانتی متر

همسر : N/A

افتخارات : برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " بوی خوش یک زن " ( ۱۹۹۲ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " عدالت برای همه " ( ۱۹۷۹ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " پدر خوانده ۲ " ( ۱۹۷۴ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " سرپیکو " ( ۱۹۷۳ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم " پدر خوانده " ( ۱۹۷۲ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم " گلن گری گلن راس " ( ۱۹۹۲ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم " دیک تریسی " ( ۱۹۹۰)
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " سرپیکو " ( ۱۹۷۳ )
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در " بوی خوش یک زن " ( ۱۹۹۲ )
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر مرد برای بازی در فیلم " فرشتگان در امریکا " ( ۲۰۰۳ )

 
....... آنجلینا جولی ......



آنجلینا جولی ویت در ۴ ژوئن ۱۹۷۴در لس آنجلس به دنیا آمد. آنجلینا فرزند دو هنرپیشه معروف جان ویت - Jon Voight - ( برنده جایزه اسکار ) و مارچلین برترند - Marchelin Bertrand - است. آنجلینا پس از جدایی پدر و مادرش ، به همراه مادرش به شهر های نیویورک ، لس آنجلس و لندن سفر کرد ، در این زمان او به عنوان یک مدل حرفه ای شناخته شد ...


سپس برای همیشه در نیویورک ساکن شدند. در این زمان آنجلینا وارد تئاتر لی استارزبرگ و پس از آن دانشگاه نیویورک شد و در همین هنگام بازی در تئاتر را به صورت حرفه ای آغاز نمود . همچنین در ویدئو های چندین خواننده از جمله گروه میت لوف ، لنی کراوتیز و آنتونلووندیتی ظاهر شد. به علاوه او در ۵ فیلم مدرسه ای به کارگردانی برادرش برای مدرسه USC ظاهر شد.


آنجلینا به زودی اولین فیلم سینمایی خود را با ایفای نقش کوچکی در سال 1993 در فیلم Cyborg 2 آغاز کرد و به دنبال آن در سال 1995 با بازی در فیلم Hackers توانست نشان دهد که قابلیت های هنری فراوانی در او وجود دارد.
( اولین بازی اصلی آنجلینا در فیلم Cyborg 2 بوده است اما پیش از آن در فیلم lookin to Get Out نقش بسیاری کوتاهی ایفا نموده که به عنوان اولین فیلم حرفه ای او شناخته نمی شود - آنجلینا در این فیلم 8 سال داشته )


با بازی در فیلم Train spotting ساخته جانی لی میلر او رسما به عنوان یک هنرپیشه هالیوود شناخته شد و همین فیلم نیز سبب آشنایی وی با میلر و ازدواج کوتاه مدت آنها شد.
پس از مدتی حضور در فیلم های متوسط سر انجام جولی توانست با بازی در نقش همسر جورج والاس - Georg Wallace - در فیلم سینمایی تلویزیونی با همین نام در سال ۱۹۹۷ برنده جایزه گلدن گلاب شود. همچنین وی با بازی در نقش اول فیلم جیا - Gia - تبدیل به یک سوپر استار در دنیای هالیوود شد.
از این پس آنجلینا به یکی از بزرگترین ستارگان هالیوود مبدل گشت و عکس های او بر روی مجلات مختلف ماه ها ماندگار شد ، برنامه های تلویزیون مشتاق مصاحبه با او بودند تا آن زمان که با بازی در سری فیلم های مهاجم مقبره - Tomb Raider - به اوج شهرت هنری خود رسید.


آنجلینا یک ازدواج ناموفق دیگر را نیز تجربه کرد این بار نیز تنها توانست از ۵ می ۲۰۰۰ تا ۲۷ می ۲۰۰۳ با بیلی باب همسر دومش همراه باشد ... ثمره ی این ازدواج یک فرزند برای آنجلینا بود.
در سال ۲۰۰۳ پس از این اتفاقات آنجلینا در نقش یک دختر ثروتمند در فیلم Beyond Bordres ظاهر شد.
اما سال ۲۰۰۴ به دلیل حضور او در فیلم های اسکندر بزرگ - Alexander the Great - ساخته ی الیور استون در نقش مادر اسکندر مقدونی با بازی کالین فارل - Colin Farrell - و نیز همبازی شدن با برنده ی جایزه ی اسکار جینت پالترو - Gwyneth Paltrow - در کاپیتان اسکای : دنیای فردا - Sky captain : The world of tomorrow - و هم چنین فیلم گرفتن جانها - Taking Lives - و بازی در نقش افسرارشد FBI سال بسیار پر ثمری را گذراند.
آنجلینا هم اکنون در زمره ی ۱۰ بازیگر مشهور زن هالیوود قرار دارد !


اطلاعات شخصی :

نام کامل : Angelina Jolie Voight , Angie

تاریخ تولد : ۴ ژوئن ۱۹۷۵

محل تولد : USA , Los Angeles , California

قد : ۱۷۳ سانتی متر

همسر : براد پیت ( Brad Pitt )

افتخارات : برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم Girl, Interrupted
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم Girl, Interrupted
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم George Wallace
- به ترتیب درسال های ۱۹۹۹ و ۱۹۹۷
و...

Jane Seymour



وی متولد 15 فوریه 1951 در ویمبلدون انگلستان است. نکته جالب در مورد جین شباهت وضعیت زندگیش به وضعیتی است که در سریال دکتر کویین دارد. پدر او پزشک متخصص زايمان و مادرش هلندی بود. جين کار حرفه ايش را در سن ۱۳ سالگی با فستيتوال باله لندن «گروه آموزشی و هنری اطمينان» برای آموختن باله، موسيقی و تئاتر شروع کرد، اما بعد از اجرای يک نمايش از باله از زانو آسيب ديد و اميدها و آرزوهايش برای ادامه کارش به عنوان يک بالرین پايان يافت.



او با اولين حضورش در فيلم سينمايی What a lovely war موفق به دريافت جايزه Emmy شد و بعد از آن در سريالهای گوناگونی از جمله پادشاهان و کاپيتانها، نقشها و بازيهای به ياد ماندنی از خود به جای گذاشت و بعد از مدتی برای ايفا کردن يکی از بهترين نقش هايش در يک سريال به عنوان ماريا کالاس و نيزبازی در فيلم "ثروتمندترين مرد زنده" برای بار دوم برنده جايزه جهانی و با ارزش Emmy شد.



وی همچنین موفق به دریافت چندین جایزه دیگر به خاطر کارهای هنری اش شده است. برای مثال، جایزه "کره طلايی" و دريافت لقب "افسر امپراطوری بريتانيا" از ملکه الیزابت دوم در کاخ باکينگهام (2000). بعد از آن Jane در فيلم های ديگری از جمله live and let die وattle star galactica ظاهر شد و سپس کارهای تلويزيونی خود را شروع کرد و در سری سريالهايی همچون "فرشته مرگ"، "موضوعات قلب" و "زنی که او دوست داشت" بازی کرد که همگی از شبکه تلويزيونی CBS نمايش داده شده اند.



جین سیمور در چندین رشته هنری فعالیت دارد و علاقه او به هنرهای زیبا، او را به يک نقاش موفق رنگ و روغن و آبرنگ و همچنين يک طراح لباس مبدل کرده است. او علاوه بر اين رشته های هنری، دو کتاب را نیز تالیف کرده است. یکی از آنها که "هر دو در يک زمان" نام دارد؛ روایت تولد دو قلوهايش است که به رشته تحریر درآمده است و ديگری "وقایع نگار تغييرات شگرف" نام دارد و داستان چندین نفر، از جمله خود اوست که در کشاکش سختیهای زندگی، پایداری می کنند و در نهايت زندگی بهتری برای خود رقم می زنند.



Jane در حال حاضر با "لورد جميز کيچ" که هنرپيشه و کارگردان است زندگی ميکند و اين ازدواج چهارم او به حساب می آيد! او ۵ فرزند به نامهای jenny - Kate - Sean - john و Christopher دارد که دو تای آخری دو قلو هستند و همگی آنها در Malibu کاليفرنيا در يک ملک خصوصی قصر مانند مربوط به قرن ۱۵ زندگی ميکنند. مشخصه جالب فیزیکی که در مورد جین وجود دارد تفاوت رنگ چشمانش با یکدیگر است بطوریکه رنگ چشم راستش سبز و چشم چپش قهوه ای رنگ است.

شنبه ۱۰ شهریور ۸۶, ۱۴:۵۶
 
نویسنده:
majid cartoon
مطلب کامل را در سایت گلوری بخوانید
+ نوشته شده توسط علی در جمعه 1385/06/10 و ساعت 14:56 |
چند وقت پیش مجله تایمز اسامی صد فیلم برتر را گذاشت ممكن شما موافق نباشید ولی حالا من اینجا میذارم
1- آگوئيرو، خشم پروردگار (ورنر هرتسوگ- 1972)،
2- تريلوژي آپو (ساتيا جيت‌راي- 1959)،
3- حقيقت زشت (ليو مک‌کري- 1937)،
4- صورت کودک (آلفرد.اي. گرين- 1933)،
5- Bande part (ژان لوک گدار- 1964)،
6- باري ليندون (استنلي کوبريک- 1975)،
7- برلين الکساندر پلاژه (راينر فاسبيندر- 1980)،
8- بليد رانر (ريدلي اسکات- 1982)،
9- باني و کلايد (آرتور پن- 1967)،
10- برزيل (تري گيليام- 1985)،
11- عروس فرانکشتاين (جيمز ويل- 1935)،
12- کاميل (جورج کيوکر- 1936)،
13- کازابلانکا (مايکل کورتيز - 1942)،
14- Charade (استنلي دانن -1963)،
15- بچه‌هاي بهشت (مارسل کارنه -1945)،
16- محله چيني‌ها (رومن پولانسکي- 1974)،
17- Chungking Express (وونگ کار واي- 1994)،
18- همشهري کين (اورسن ولز- 1941)،
19- روشنايي‌هاي شهر (چارلي چاپلين- 1931)،
20- شهر خدا (فرناندو ماريلي، کتي لاند- 2002)،
21- قطارهاي سخت مراقبت شده (ييري فن‌زل- 1966)،
22- جنايت موسيو لانگ (ژان رنوار- 1936)،
23- جمعيت (کينگ ويدور- 1928)،
24- Day For Night (فرانسوا تروفو - 1973)،
25- The Decalogue (کريستف کيشلوفسکي- 1989)،
26- Detour (ادگار. جي. اولمر- 1945)،
27- جذابيت پنهان بورژوازي (لوئيس بونوئل- 1972)،
28- دادزورث (ويليام وايلر- 1936)،
29- غرامت مضاعف (بيلي وايلدر- 1944)،
30- دکتر استرنج‌لاو (استنلي کوبريک- 1964)،
31- Drunken Master (چياليانگ لو، جکي چان- 1994)،
32- ئي‌تي (استيون اسپيلبرگ - 1982)،
33- هشت و نيم (فدريکو فليني- 1963)،
34- چهارصد ضربه (فرانسوا تروفو - 1959)،
35- Farewell My Concubine (چن کايگه- 1993)،
36- در جستجوي نيمو (اندرو استنتون، لي آنکريچ- 2003)،
37- عنکبوت (ديويد کراننبرگ- 1986)،
38- پدرخوانده 1 و 2 (فرانسيس فورد کاپولا- 1974، 1972)،
39- خوب، بد، زشت (سرجيو لئونه- 1966)،
40- رفقاي خوب (مارتين اسکورسيزي- 1990)،
41- شب يک روز سخت (ريچارد لستر- 1964)،
42- دختري به نام جمعه (هاوارد هاکس- 1940)،
43- زندگي (آکيرا کوروساوا- 1952)،
44- در مکاني خلوت (نيکلاس ري- 1950)،
45- فرار دزدان اجساد (دان سيگل- 1956)،
46- اين يک هديه است (نورنمن. زي.‌مک‌لئود- 1934)،
47- زندگي عاليست (فرانک کاپرا- 1946)،
48- سفر قندهار (محسن مخملباف- 2001)،
49- Kinde Hearts and Coronets (رابرت هامر 1949)،
50- کينگ کنگ (ماريان.‌سي. کوپر، ارنست. ب شوالاک- 1933)،
51- خانم ايو (پرستون استرجس- 1941)،
52- آخرين فرمان (جوزف فن اشترينبرگ- 1928)،
53- لورنس عربستان (ديويد لين - 1962)،
54- لئولو (ژان کلود لازو- 1992)،
55- ارباب حلقه‌ها (پيتر جکسون 2003)،
56- مردي با يک دوربين (ديزگاورتو- 1929)،
57- کانديداي منچوري (جان فرانکن هايمر- 1962)،
58- مرا در سنت لوئيس ملاقات کن (وينسنت مينلي- 1944)،
59- مترو پليس (فريتس لانگ- 1927)،
60- تقاطع ميلر (جوئل واتان کوئن- 1990)،
61- Mon oncle d'Amerique (آلن رسنياس- 1980)،
62- موشت (روبر برسون- 1967)،
63- ناياکان (ماني راتنام- 1987)،
64- نينوچکا (ارنست لوبيچ- 1939)،
65- بدنام (آلفرد هيچکاک - 1946)،
66- المپيا 1 و 2 (لني ريفشتال- 1938)،
67- دربارانداز (اليا کازان- 1954)،
68- روزي روزگاري در غرب (سرجيو لئونه- 1968)،
69- Out of the past (ژاک ترنر- 1947)،
70- پرسونا (اينگمار برگمان- 1966)،
71- پينوکيو (هميلتون لاسکه، بن شارپستين- 1940)،
72- رواني (آلفرد هيچکاک- 1960)،
73- داستان عامه‌پسند (کوئنتين تارانتينو- 1994)،
74- رز ارغواني قاهره (وودي‌آلن- 1985)،
75- Pyaasa (گارن داست- 1957)،
76- گاو خشمگين (مارتين اسکورسيزي- 1980)،
77- فهرست شيندلر (استيون اسپيلبرگ - 1993)،
78- جويندگان (جان فورد- 1956)،
79- شرلوک هولمز (باستر کيتن- 1924)،
80- دکان سرنبش (ارنست لوبيچ- 1940)،
81- آواز در باران (استنلي دانن، جين کلي- 1952)،
82- The Singing Detechive (ژان آميل- 1986)،
83- لبخندهاي يک شب تابستاني (اينگمار برگمان - 1955)،
84- بعضي‌ها داغشو دوست دارن (بيلي وايلدر- 1959)،
85- جنگ ستارگان (جورج لوکاس- 1961)،
86- اتوبوسي به نام هوس (اليا کازان- 1951)،
87- طلوع (اف. وي. مورانو- 1927)،
88- رايحه خوش پيروزي (الکساندر مکندريک- 1957)،
89- Swing Time (جورج استيونس - 1936)،
90- با او صحبت کن (پدرو آلمودوار- 2002)،
91- راننده تاکسي (مارتين اسکورسيزي- 1976)،
92- داستان توکيو (ياسو‌جيرو‌ازو- 1953)،
93- A Touch of Zen (کينگ هو- 1971)،
94- اوگتسو (کنجي ميزوگوشي- 1953)،
95- اومبرتو. دي (ويتوريو دسيکا- 1952)،
96- نابخشوده (کلينت ايستوود- 1992)،
97- حرارت سفيد (رائول والش- 1949)،
98- بالهاي آرزو (ويم وندرس - 1987)،
99- Ulysses's Gaze (تئو آنجلو پولوس- 1995)،
100- يوجيمبو (آکيرا کوروساوا- 1961).
 
دوشنبه ۸ مرداد ۸۶, ۰۰:۰۱
نویسنده: ars1364
مطلب کامل را در سایت گلوری بخوانید
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه 1385/05/08 و ساعت 14:11 |
بسمه تعالی
توضیح: فیلم 300 که به تازگی در سینماهای جهان به نمایش در آمده است به نبرد تنگه ترموپیل درسال 480 قبل از میلاد بین سپاه خشایارشاه و ارتش 300 نفری یونان می پردازد. در این فیلم که با تخیلات نویسنده همراه شده، پارسیان را اقوامی وحشی ، بی فرهنگ و با نام بربر معرفی می کند. همان عنوانی که در فیلم اسکندر به ایرانیان داده شد و حقیقت آن است زمانی که فیلم اسکندر ایرانیان را وحشی و خونخوار نشان داد و فیلم تروی فرهنگ و پیشینه ایران باستان را به تاراج برد، از طرف دولت ایران هیچ اعتراضی به سازندگان این فیلم ها نشد و حتی فیلم تروی بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، همین امر مسبب ساخت دوباره فیلمی شد که در آن دوران طلایی فرهنگ و قدرت ایران یعنی سلسله هخامنشیان را مورد هجوم قرار داد  
 
300a
نام:
سیصد (300)
کارگردان:
زک اسنایدر (Zack Snyder)
تهیه کننده:
جیانی نوناری (Giani Nunnari)
فیلم نامه نویس:
زک اسنایدر (Zack Snyder)
کرت یانستاد (Kurt Johnstad)
بازیگران:
ژرارد باتلر (Gerard Butler) در نقش پادشاه لئونادیس
 
لنا هیدی (Lena Heady) در نقش ملکه گورگو
 
روریگو سانتورو (Rodrigo Santoro) در نقش خشایار شاه
 
دیوید ونهام (David Wenham) در نقش دیلیدوس : راوی
 
دومینیک وست (Dominic West) در نقش ترون
موسیقی:
تایلر بیتس (Tyler Bates)
فیلم بردار:
لری فونگ (Larry Fong)
ادیتور:
ویلیام هوی (William Hoy)
شرکت پخش کننده:
برادران وارنر (Warner Bros)
تاریخ انتشار:
9 مارس 2007 در آمریکا
زمان فیلم:
117 دقیقه
بودجه فیلم:
60 میلیون دلار
فروش فیلم:
70 میلیون دلار (در پایان تعطیلات آخر هفته اول)
 
   

درباره فیلم:
300 فیلمی تاریخی و تخیلی بر گرفته از رمان کمیک با همین عنوان ، نوشته "فرانک میلر" (نویسنده داستان شهر گناه) می باشد. این فیلم توسط "زک اسنایدر" (Zack Snyder) کارگردانی شده است.
اکثر صحنه های این فیلم در استودیو و با پرده آبی فیلم برداری و سپس با جلوه های ویژه کامپیوتری بازسازی شده تا با اصل کتاب مطابقت کند. این برای انتشار در نهم مارس 2007 آماده می شود.
موضوع فیلم حمله خشایار شاه با ارتشی بالغ بر یک میلیون نفر به یونان باستان است که با مقاومت یک گروه سیصد نفری مواجه می شود.
یکی از منتقدان این فیلم رو این چنین توصیف کرده است: "یکی از نئشه کننده ترین فیلم های تاریخ! یک فیلم خسته کننده ، یک فیلم ساخته شده مثل غذای آماده از روی فیلم عالی ، با فیلم نامه بهتر ، بازیگری بهتر ، نبرد های جلوه کننده تر. 300 نفر برای آزادی خودشان جنگیدند ولی در آخر 300 نفر (یکیش خودم) دو ساعت از وقت زندگیشون رو می خوان پس بگیرند. "
فیلم قطعا تحریک کننده برای پارس ها خواهد بود. چرا که به نمایش تخیلی از ارتش پارس ها پرداخته شده است. چیزی که تا به این لحظه این نوشته ای در هیچ مجله ای از آن چاپ نشده است.
 

نمایی از داستان:
فیلم 300 با وفاداری به کتاب کمیک ، نوشته "فرانک میلر" ساخته شده است که در آن کتاب پادشاه اسپارتی به نام "لئونیداس" با 300 سربازش در مقابل خشاریار شاه و ارتش یک میلیون نفری اش می جنگد. این حرکت "لئونیداس" یونانی ها را متحد می کند تا در مقابل ارتش پارس ها متحد شوند. داستان بدون هیچگونه وفاداری به اصل داستان بر اساس نبرد معروف "ترموپیلا" نوشته شده است. در سرتاسر فیلم پارس ها تمدنی بربرگونه ، بی فرهنگ و تشنه به خون نشان داده می شوند. همچنین شخصیت خشایار شاه همانند یک پادشاه هندی و یک پادشاه بی تمدن نمایش داده می شود.

نقد فیلم:
از زمان فیلم ارباب حلقه ها ، کارگردان افسانه ای ، سبکی جدید ایجاد شد. سبکی که بسیاری از فیلم ها با بودجه های میلیون دلاری سعی برای پیروی از آن کردند و آن سبک حماسی را به یک کلیشه کهنه تبدیل کردند. کلیشه ای که دیگر اثر نمی کند و برخلاف اشتیاق بیننده به تماشای جزئیات بیشتر ، جزئیات کمتری وجود دارد.
این فیلم که مثل "ماتریکس 2" فروش کرد و سعی کرد "ارباب حلقه ها" باشد و همانند "دلاور (Braveheart)" جلوه می کرد در نگاه اول چیز دیگری جلوه می نمود. اما ضرب مثل قدیمی پارسی می گوید: "آن تبل هیبت انگیز تهی است".
وقتی تیزر فیلم "سیصد" پخش شد بلا استثنا برای تمام بیننده ها بسیار جذاب و حیرت آور بود. این تیزر پیغام را به بیننده میداد که نبردی عظیم و با شکوه را در فیلم خواهند دید.
Spartans
 سرباز های ارتش اسپارتا
 
 
در اولین اکران فیلم ، بینندگان برای 20 دقیقه منتظر آغاز نبرد با شکوه بودند و عالی هم شروع شد. تا به اینجای فیلم آنچه که در تیزر بود به بیننده عرضه می شود. این بخش از فیلم چیزی بود که انتظارش را داشتند ولی فیلم نشان دهنده چگونه شکل گیری دشمن (پارس ها) نبود و تنها به نشان دادن سمت "اسپارت ها" بسنده می کند و هیچ سر نخی نشان نمی دهد که بزرگترین ارتش چند میلیون نفری بشر در تاریخ باستان از کجا آمده بود؟ چه سازمانی این ارتش بزرگ را کنترل می کرد؟ چگونه برنامه می ریختند و چگونه حرکت می کردند؟ حتی "پیتر جکسون" هم زمانی را برای نمایش شکل گیری ارتش دشمن اش اختصاص داد و بلکه ذره ای از جرات را هم در دشمن خود نشان داد. چیزی که در ارتش پارس ها "صفر" نمایش داده شده بود. اما آیا یک نفر هم در بین آن دو میلیون و هفتصد هزار نفر (به نقل از هرودوتوس) نبود که ذره ای جرات داشته باشد؟ چگونه می شود مردم متمدن دنیای امروز این را از فیلم بپذیرند؟ آیا این فیلم هم یکی از آن فیلم های آشغال و خوش فروش است؟
اما با این حال بیننده انتظار بیشتر از این را داشت ، می خواست بداند که فیلم در کنار آن تیزر با شکوه اش چه چیز دیگری را برای عرضه دارد. آن عبارت و تلفظ زیبا و با شکوه "اینجا اسپاراتاست" از کلام پادشاه اسپارتایی ، زیبا ترین تلفظ و کلام او بود که یک بار به بیننده قبل از فیلم در تیزر نمایش داده شده بود و مزۀ آن رفته بود. در واقع فیلم بارها زیباتر در تیزر جلوه داده شده بود.
 هیولاهای تخیلی ، زائیده ذهن نویسنده
 
در واقع "زک اسنایدر" هر آنچه در چنته داشت ، شاید به غیر از یک یا دو مورد- در تیزر نمایش داده بود و این عامل ، دلیل شاهکار فروش فیلم در گیشه شد. ولی آیا این فروش یک ماه دیگر هم دوام خواهد آورد؟
زمانی که این مقاله نوشته شده است ، فیلم حتی هفته اول را نگذارنده است ، ولی از الان زمزمه این می آید که این فیلم قسمت دوم همان فیلم "تروی" است که با ستاره ها و جلوه های ویژه کامپیوتری عرضه شده است.
کلمه پارس ها بیشتر از صد بار در فیلم تکرار شده است و کلمه "خشایار" بیش از ده بار شنیده می شود. "خشایار" به حالت یک پادشاه اٌبنه ای لخت که صورتش را تیغ زده بود ، نمایش داده شده بود. اما این قرار بود که بر اساس یک کشور حقیقی و نبردی واقعی ساختده شود و قطعا هر تماشاچی انکار نمی کرد که این بر اساس نبرد "ترموپیلا" بود. اما اصولا باید وفادار به اصل ماجرا بود؟ آیا اصلا سعی کرده بود که وفادار باشد؟ جواب این است که اکثر فیلم تخیل نویسنده و کارگردان بود که هیچ یک حتی جرات نکردند قید کنند که این فیلم دارای عوامل تخیلی است و عناصر بسیاری به اصل داستان اضافه شده است.
Immportals_large
  سرباز های گارد سلطنتی
در فیلم (عکس بالا)
 
سرباز های گارد سلطتنی حک
شده در پاسارگاد (عکس پایین)    
Persian_Immortal_Guard
 
واضح بود که در تکنیک های اسپارتایی ها در جنگیدن عناصری اضافه شده بود که در آن زمان شاید اصلا وجود نداشته بوده و فقط برای زیبا جلوه دادن فیلم اضافه شده بود.
ژنرال های ارتش پارسی به هر چیزی به جز پارسی شبیه بودند. از هندی تا عرب و یا حتی چینی و حتی خود پادشاه پارس ها یک هندی تمام عیار با کلی گوشواره و جواهرات مرسوم هندی ها زینت داده شده بود.
نه نویسنده و نه کارگردان حتی یک جستجوی ساده در گوگل هم در تحقیق برای ساخت فیلم انجام نداده بودند. یک جستجوی ساده در بخش عکس سایت گوگل برای خشایار (Xerxes) شامل نتیجه های زیادی می شود که پیدا نکردن عکس اصلی خشایار شاه آن در صفحه اول غیر ممکن است. که خشایار با ریشی دراز با کلاهی سیلندری به سبک شرقی (که اغلب مشکی رنگ بوده اند) و لباسی که تمام بدن را پوشش می داده است و اصلا عریان هم نیست. عکس آن هم خود سندی است که بر دیوار های کاخ های پرسپولیس حکاکی شده است. به گفته یکی از دوستان چینی الاصل که فیلم را تماشا کرده بود: "خشایار شاه بسیار شبیه چراغ جادوی علی بابا بود."
البته نمایش متضادظاهری خشایار شاه تنها بخش کوچکی از ایراد های فیلم است. متاسفانه نویسنده اینطور نوشته است که خشایار ادعای "پادشاه خداوند" را می کرده است و از پادشاه اسپارتایی می خواهد که به عنوان خداوند به او تعظیم کند که چنین چیزی در حقیقت وجود نداشته است. هخامنشی ها زرتشتی بوده اند و خدای یگانه را می پرستیند و هیچ نوشته و تاریخ نگاری ، حتی از جناح یونانی ها این چنین ننوشته است که خشایار شاه یا هیچ یک از پادشاهان هخامنشیان چنین ادعاهایی کرده باشند.
 
PersianMonsters_Large
 عکس خشایار شاه در فیلم(راست) و
عکس پادشاه اسپارتا (سمت چپ)
 
عکس واقعی خشایارشاه حک شده روی
دیوار های کاخ وی (پرسپولیس) 
Tresury_relief
هیچ تکنیکی از ارتش پارس ها نشان نداده شد و فیلم مانند یک مشت دروغ هیچ صحبتی از عبور ارتش پارسها با ایجاد پل شناور بروی تنگه بسفور نمی کند که بزرگترین پل شناور تاریخ باستان را با کمک هزاران مهندس و متخصص آن زمان ساختند که ارتش چند میلیونی با اسب ها و فیل ها از روی آن عبور کنند (به نقل از ویلیام دورانت).
در فیلم بار ها و بار ها پارسی ها را به عنوان بربر خطاب کردند تا عمق تنفر اسپارتا و برتری آن ها را برای بیننده اثبات کنند.
ولی چرا هر چیزی از تاریخ آمریکایی نشان داده می شود؟ چرا آمریکایی ها همه چیز را آمریکایی وار نشان می دهند؟ آیا ارتش اسپارتا همانند ارتش آمریکایی ها بونند؟ و یا آیا ارتش آمریکا الهام گرفته شده از اسپارتا بوده است؟
 
 نویسنده : سید محمد از سایتzirnevis.com
نظر خود را درباره ی این فیلم ضد تمدن ۷ هزار ساله ایران با سابقه فرهنگی غنی که توسط یک تمدن ۲۰۰ سال با سابقه وحشی گری ساخته شده بنویسید
دوستان پارسی زبان برای بیشتر شدن بازدید بمب گوگلی به سایت زیر سر بزنید

همین الان از تماشای اولین سانس نمایش عمومی 300 برگشتم. این‌ها نکته‌هایی هستند که در نگاه اول به نظرم رسیدند. البته این‌ها مواردی هستند که ارتباط زیادی با روایت تاریخی فیلم و چیزهایی که این روزها راجع به فیلم مطرح می‌شوند ندارند. اما به هر حال در مورد چنین چیزهایی هم تا به حال کسی چیزی ننوشته:

1- اصلا دیدن فیلم را به هیچ کسی توصیه نمی‌کنم. اگر فکر می‌کنید با وجود همه‌ی اشتباهات وحشتناک در روایت صحیح تاریخ بازهم با یک فیلم خوش ساخت و خوب طرف خواهید بود، کاملا در اشتباهید. اصلا انتظار شاهکاری مثل Sin City را نداشته‌باشید. ته تهش با نسخه‌ی دست دوم گلادیاتور طرف خواهید بود. خیلی از صحنه‌های فیلم عملا شبیه به صحنه‌های گلادیاتور بودند. داستان فیلم هم چیز زیاد دندان‌گیری ندارد.

2- چیزی که بیشتر از نادرستی روایت تاریخی فیلم آزارتان خواهد داد، تاکید احمقانه‌ و کلیشه‌ای فیلم روی مفاهیمی مثل آزادی و دموکراسی و این جور‌چیزها خواهد بود. تمام مدت فیلم یونانی‌های آزاد اندیش آزادی دوست دموکرات منش باحال و با صفا در باره‌ی ضرورت حضور چنین چیزهایی و و نابودی چیز‌های بد و بی‌خودی مثل برده‌داری و ظلم و تاریکی که طبیعتا متعلق به ایرانی‌هاست صحبت می‌کنند.

3- شاه لئونیداس، که یک جورهایی قهرمان داستان و نقش اول و این جور چیزهاست و اصولا طبق روال چنین فیلمی خوش تیپ و شجاع چشم آبی و باحال با صفاست، و بر و بچه‌های با معرفت ارتش اسپارتا همه‌شان هیکلی در مایه‌هایی بدن‌کارها (که نسخه‌ی پیچیده‌تر و جواد‌تر بدن‌ساز است) و کشتی‌کچ کارها دارند. اصولا جمع دو متغیر عقل (و سایر عواملی مثل قدرت استدلال و این جور‌چیزها) و هیکل برای همه انسان‌ها یک عدد ثابت است. بنابراین همنانطوری که تصور حضور یک بدن‌کار در میادین علمی کار خیلی خیلی سخت و عجیبی است، شنیدن کلماتی مثل آزادی و این جور چیزها (که حداقل به پنج دقیقه فکر کردن نیاز دارند) از نره‌خرهایی مثل شاه لثونیداس و بر‌بچه‌های با صفا و ورزشکار اسپارتی کمی عجیب است.

4- شاه لئونیداس و سپاه فداکار و جان بر کفش با وجود تمام آزادی‌خواهیشان هیچ رحم و مروتی ندارند و اصولا از انسانیت فقط همین آزادی‌اش را چسبیده‌اند و ول کن معامله هم نیستند. در خیلی از صحنه‌های فیلم شاه لئونیداس و بقیه‌ی ارتش 300 نفره با آزادی و دوکراسی تمام مشغول جرواجر کردن سربازهای پلید و نکبت ارتش خشایارشاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروح‌ها و زخمی‌های ارتش ایران را می‌کشند، شاه لینونیداس هم بالای سرشان سیب گاز می‌زند.

5- یک بابای گوژپشتی هست که نه چشم آبی دارد نه قد بلند نه شکم شیش تیکه و نه قیافه‌ی خوب و اصولا همه‌ی آتش‌ها از گور این بابا بلند می‌شود. یک جایی از فیلم که این از حضور در ارتش باحال اسپارت سرخورده شده راهش را کج می‌کند و زرتی می‌رود پیش خشایار‌شاه که توی حرمسرایش منتظر این بابا نشسته، که به لئونیداس خیانت بکند. خشایار‌شاه هم برای این‌که دل این بابا را به دست بیاورد بهش وعده‌ی مال دنیا و دخترهای خوشگل و این چیزها می‌دهد. تصویری که از دخترهای خوشگل مورد نظر خشایار شاه می‌بینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن (هر کلمه‌ای که دوست داشتید جایگزین این کلمه کنید) طرف هستید. بعد از آن طرف درست در صحنه‌ی بعدی زن زیبا و با کمالات شاه لئونیداس را می‌بینید که در غیاب شوهرش به هر دری می‌زند که بقیه ارتش را هم بفرستد به کمک 300 دلاور شجاع. این تفاوت بین تصویری که از زن در دوطرف ماجرا نشان داده شده و همین‌طور ترتیب این صحنه‌ها خیلی توی چشم می‌زند.

6- در همان صحنه بالا، وسط همه‌ی این ماجراها یک قلیان هم می‌بینید. باز صد رحمت به معرفت کارگردان که هوای خشایار‌شاه را داشته و با وجود این‌که قلیان در آن زمان‌ها اختراع نشده بوده برایش یک قلیان چاق کرده.

7- لهجه‌ی عربی سرباز‌های ارتش خشایار‌شاه هم خیلی توی چشم می‌زند. واقع سازندگان فیلم خیلی زحمت کشیده باشند که از بین نوشته‌های کامیک لهجه‌ی یک نفر را هم مشخص کنند.

8- آخر فیلم آن جایی که شاه لئونیداس با ارتشش دراز به دراز روی زمین افتاده‌اند اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که شرت‌هایشان خیلی شبیه به شرت‌های امروزی‌است. طوری که حتی دوخت‌‌های ریز روی شرتشان هم شبیه به مدل شرت‌های امروزی است.
 
برگرفته از tabarmard.blogspot.com

دوستان می توانند تريلر فيلم ۳۰۰ را از لينک زير دانلود کنند:

اعتراض ايرانيان مقيم آمريکا به ساخت فيلم ضد ايرانی ۳۰۰ در نوروز ۱۳۸۶
+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه 1385/04/20 و ساعت 17:0 |



Copyright © 2006-2008 - Web master & Designer: Ali Moradi